شمارهٔ ۹ - به شاهد لغت لت، بمعنی لخت و عمودلبیبیابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدیرویت ز در خنده و سبلت ز در تیزگردن ز در سیلی و پهلو ز در لت