شمارهٔ ۴۴ - به شاهد لغت غر، به معنی دبه خایهلبیبیابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدیبرون شدند سحرگه ز خانه مهمانانشزهارها شده پر گوه و خایه ها شده غر