شمارهٔ ۶۶ - به شاهد لغت خشکانج، بمعنی خشک انداملبیبیابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدیتو چنین فربه و آکنده چرایی پدرتهندویی بود یکی لاغر و خشکانج و نحیف