شمارهٔ ۸۶ - به شاهد لغت غلیواج، بمعنی زغن و موش گیرلبیبیابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدیای بچه حمدونه بترسم که غلیواجناگه بربایدت درین خانه نهان شو