شمارهٔ ۹۲ - به شاهد لغت افراشته، بمعنی بلند کرده و انباشتهلبیبیابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدیدل از حرص و از کینه انباشتهسر کبر بر چرخ افراشته