شمارهٔ ۱۰۵ - به شاهد لغت راژ، بمعنی قبه خرمن از غلهلبیبیابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدیپای او افراشتند اینجا چنانکتو براز کون راژها افراشتی