شمارهٔ ۱۲۱
شمس مغربیبر دو عالم پادشاهی میکنم
گرچه از ایزد گدایی می کنم
بنده حقم خداوند جهان
بر جهان زو کدخدایی می کنم
مر سما ره چون زمین طی کرده ام
بر زمین اکنون سمایی میکنم
هر دو عالم را ز پس بگذاشتیم
تا که اکنون پیشوایی میکنم
دارم از وجهی به عالم اتصال
گرچه از عالم جدایی میکنم
زان پس از بیگانگی از کاینات
گاه گاهی آشنایی میکنم
خستگان را نوشدارو میدهم
بستگاهن را درگشایی میکنم
لا تظن انی فقیر مفلس
چون بگنجت راهنمایی میکنم
مغربی مرده افسرده را
روح بخشی جانفزایی میکنم
