شمارهٔ ۱
بکرده راست با مزمار شهرود بکرده راست با بربط ربابا
۱۳ شعر از منوچهری دامغانی
بکرده راست با مزمار شهرود بکرده راست با بربط ربابا
مهره ناچخ بکوبد مهره های گردنان نشتر ناوک بکاود عرق های سهمگین
نوآیین مطربان داریم و بربط های گوینده مساعد ساقیان داریم و ساعدهای چون فله
عجب دلتنگ و غمخوارم ز حد بگذشت تیمارم تو گویی در جگر دارم دو صد یاسیج گرگانی
ز کین تو غمناک گردد عدو ز داشاب تو شاد گردد ولی
چون قلم بست او میان در هجو تو لیکن دهانش چون دوات از گفته های خویشتن پر لوش باد
هر که را شاه جهان بردارد و بنوازدش در سخا گر قطره ای باشد چو صد دریا شود آن نمی بینی که در باغ و چمن از خارها در بهاران ز ابر نیسانی چه گل پیدا شود