بخش ۹ - ۳ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیو إذا قیل لهم آمنوا الآیة ای خداوند کریم ای کردگار نامدار حکیم ای در وعد راست و در عدل پاک و در فضل تمام و در مهر قدیم آنچه میخواهی می نمایی و چنانک خواهی می آرایی هر یک را نامی و در دل هر یک از تو نشانی رقم شایستگی بر قومی و داغ نبایستگی بر قومی شایسته از راه فضل درآورده بر مرکب رضا ببدرقه لطف در هنگام اکرام در نوبت تقریب و ناشایسته در کوی عدل رانده بر مرکب غضب ببدرقه خذلان در نوبت حرمان این حرمان و آن تقریب نه از آب آمد و نه از خاک که آن روز که این هر دو رقم زد نه آب بود و نه خاک فضل و لطف ازلی بود و قهر و عدل سرمدی آن یکی نصیب مخلصان و این یکی بهره منافقان
پیر طریقت گفت آه از قسمی پیش از من رفته فغان از گفتاری که خودرایی گفته چه سود ارشاد بوم یا آشفته ترسان از آنم که آن قادر در ازل چه گفته منافقان که در زیر هدم عدل افتادند خویشتن را خود پسندیدند و نیکنامی بر خود نهادند و مخلصان و صدیقان و صحابه رسول را سفها گفتند رب العالمین بکرم خود این نیابت بداشت و ایشان را جواب داد که سفیهان نه ایشانند سفیهان آنند که ایشان را سفیهان گویند آری هر که خویشتن را نبود الله وی را بود هر که فرمانبرداری الله را کمر بست الله بوی پیوست من کان لله کان الله له
کافران فرا مصطفی را گفتند که تو مجنونی یا ایها الذی نزل علیه الذکر انک لمجنون الله گفت یا محمد اینان ترا دیوانه میگویند و تو دیوانه نه ما أنت بنعمة ربک بمجنون تو دوست مایی پسندیده مایی ترا چه زیان که ایشان ترا نپسندند ترا آن باید که منت پسندم دوست دوست پسند باید نه شهر پسند
