بخش ۱۳ - ۳ - النوبة الاولی
رشیدالدین میبدیقوله تعالی إن الله لا یستحیی الله تعالی شرم نکند أن یضرب که زند مثلا ما مثلی هر چه بود بعوضة به پشه فما فوقها یا چیزی که فزون از آن بود فأما الذین آمنوا اما ایشان که گرویدگانند فیعلمون میدانند أنه الحق که آن مثل راست است و نیکو و بر عیار حکمت من ربهم از خداوند ایشان و أما الذین کفروا و اما ایشان که کافرانند فیقولون ما ذا أراد الله چه خواست الله بهذا مثلا باین مثل که زد یضل به کثیرا بآن مثل که میزند فراوانی را بی راه میکند از رسیدن بمعنی حکمت آن و یهدی به کثیرا و فراوانی را بآن راه مینماید و ما یضل به و بی راه نکند بآن إلا الفاسقین مگر ایشان را که از فرمانبرداری بیرون شده اند
الذین ینقضون ایشان که می شکنند عهد الله پیمان خدا که و ریشان گرفت من بعد میثاقه از پس محکم بستن پیمان او و یقطعون و می برند ما أمر الله به أن یوصل آنچه الله فرمود که آن را به پیوندند و یفسدون فی الأرض و در زمین تباهی میکنند أولیک هم الخاسرون ایشانند که زیان کارانند
کیف تکفرون بالله چونست که کافر میمانید بخدای و کنتم أمواتا و شما نطفه های مرده بودید فأحیاکم پس شما را مردمان زنده کرد ثم یمیتکم آن گه بمیراند شما را ثم یحییکم پس زنده میگرداند شما را ثم إلیه ترجعون آن گه شما را فا او خواهند گردانید
هو الذی او آن خداوندست خلق لکم که بیافرید شما را ما فی الأرض جمیعا هر چه در زمین چیز است همه ثم استوی إلی السماء آن گه آهنگ بالا کرد فسواهن راست کرد و راغ آن آسمانها را سبع سماوات هر هفت آسمان و هو بکل شی ء علیم و او خداوند بهر چیز داناست
