بخش ۱۶ - ۴ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و إذ قال ربک للملایکة نیوش تا گوییم ای محمد آن گه که گفت خداوند تو فریشتگان را إنی جاعل من کردگار و آفریدگارم فی الأرض اندر زمین خلیفة از پس شما در رسیده قالوا گفتند أ تجعل فیها می خواهی آفرید در زمین من یفسد فیها کسی را که در آن تباهکاری کند و یسفک الدماء و خونها ریزد و نحن نسبح بحمدک و ما بستایش تو ترا می ستاییم و نقدس لک و بآفرینهای نیکو ترا یاد میکنیم
قال خداوند گفت فریشتگان را إنی أعلم ما لا تعلمون من آن دانم که شما ندانید
و علم آدم آن گه در آدم آموخت الأسماء کلها نامهای همه چیز ثم عرضهم آن گه نمود آن چیزها همه علی الملایکة فرا فریشتگان فقال گفت ایشان را أنبیونی خبر کنید مرا بأسماء هؤلاء بنامهای آن چیزها که چیست إن کنتم صادقین اگر می راست گویید که بخلافت شما سزاوارتراید از وی قالوا فرشتگان گفتند سبحانک پاکی و بیعیبی ترا لا علم لنا ما را دانش نیست إلا ما علمتنا مگر آنچه تو آموختی ما را إنک أنت العلیم الحکیم تویی دانا راست دانش راست کار
قال یا آدم الله گفت أنبیهم خبر گوی فرشتگان را بأسمایهم از نامهای ایشان فلما أنبأهم چون آدم فریشتگان را خبر کرد بأسمایهم آن نامهای ایشان قال گفت الله فریشتگان را أ لم أقل لکم نگفتم شما را إنی أعلم که من دانم غیب السماوات و الأرض نهانها و پوشیده ها در آسمان و زمین و أعلم ما تبدون و میدانم آنچه می نمایید و پیدا میکنید و ما کنتم تکتمون و آنچه نهان میداشتید
