بخش ۴۴ - ۱۳ - النوبة الثانیة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و إذ أخذنا میثاقکم لا تسفکون دماءکم مفسران گفتند که رب العالمین جل جلاله بنی اسراییل را بچهار چیز فرمود در توریة و عهد و پیمان گرفت و ریشان که این چهار چیز بجای آرند و خلاف نکنند یکی قتل ناکردن دیگر مردمان را از خان و مان خویش بظلم آواره نکردن سدیگر با یکدیگر به بیداد گری هام پشت نبودن چهارم اسیران بنی اسراییل را اگر مرد باشند و گر زن باز خریدن و آزاد کردن پس ایشان چهار خصلت یکی بجای آوردند و سه بگذاشتند رب العالمین ایشان را ملامت کرد گفت و إذ أخذنا میثاقکم لا تسفکون دماءکم این کلمه دو معنی دارد یکی آنست که خون هام دینان خویش مریزید چنانک جای دیگر گفت و لا تقتلوا انفسکم یعنی اهل دینکم معنی دیگر آنست که خون خود مریزید یعنی کسی را مکشید که شما را بقصاص باز کشند پس خون خود بکردار خود ریخته باشید و لا تخرجون أنفسکم من دیارکم و بر هام دینان خویش ظلم مکنید تا ایشان را از خان و مان بیفکنید ثم أقررتم یعنی اقررتم ان العهد حق فقبلتم پس آنکه اقرار دادید که آن عهد حق است و قبول کردید و گفته اند که آن قوم که عهد و میثاق با ایشان رفت فرمان بجای آوردند پس فرزندان ایشان نافرمانی کردند و پیمان بشکستند و رب العالمین گفت و أنتم تشهدون و شما که فرزندان ایشانید دانسته اید از کتاب و گواهی میدهید که پدران شما عهد قبول کردند و بدان اقرار دادند فرق میان شهادت و اقرار آنست که شهادت اقراری باشد که با آن اقرار علم و اثبات و یقین بود و اقرار آن بود که با آن علم و یقین نبود ازینجاست که منافقان گفتند که نشهد إنک لرسول الله رب العالمین ایشان را دروغ زن خواند برای آنکه علم و یقین که شرط شهادت است با آن نبود و اگر بجای نشهد نقر گفتند ایشان را دروغ زن نکردی پس آنکه خبر داد از نقض عهد فرزندان و گفت ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسکم یعنی یا هؤلاء فاستغنی عن حرف النداء لدلالة الکلام علیه پس شما که فرزندانید پیمان بشکستید و هام دینان خود را بکشتید و به پشتی یکدیگر بر مظلومان زور کردید و گروهی را از خان و مان خویش آواره گردانیدید
