بخش ۶۴ - ۲۰ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و إذ قال إبراهیم گفت ابراهیم رب خداوند من اجعل هذا بلدا آمنا این جای را شهری کن بی بیم و ارزق أهله من الثمرات و روزی ده کسان آن را از میوه ها من آمن منهم بالله و الیوم الآخر
هر که استوار گیرد ترا بیکتایی و رستاخیز را به بودنی قال و من کفر گفت و ناگرویده را هم فأمتعه قلیلا او را برخوردار کنم اینجا درنگی اندک ثم أضطره إلی عذاب النار پس وی را فرا نپاوم تا ناچاره رسد بعذاب آتش و بیس المصیر و بد جایگاهست و شدن گاه
و إذ یرفع إبراهیم و می برآورد ابراهیم القواعد من البیت بناهای خانه را و إسماعیل و فرزند وی اسماعیل ربنا تقبل منا می گفتند خداوند ما فرا پذیر از ما إنک أنت السمیع العلیم که تویی شنوا و دانا
ربنا خداوند ما و اجعلنا مسلمین لک ما را هر دو مسلمان گردن نهاده کن ترا و من ذریتنا أمة مسلمة لک و از فرزندان ما گروهی کن مسلمانان گردن نهادگان ترا و أرنا مناسکنا و رد ما آموز و با ما نمای مناسک حج ما و تب علینا و باز پذیر ما را و با خود میدار إنک أنت که تو که تویی التواب الرحیم توبه ده و باز پذیری بخشاینده و مهربان
ربنا خداوند ما و ابعث فیهم بفرست در میان ایشان رسولا منهم رسولی هم ازیشان یتلوا علیهم تا بریشان خواند آیاتک سخنان تو و یعلمهم و در ایشان آموزد الکتاب و الحکمة نامه و دانش کتاب تو و حکمت خود و یزکیهم و ایشان را روز به و هنری افزای و پاک کند إنک أنت که تو که تویی العزیز تاونده و تواننده بهیچ هست نماننده الحکیم دانای راست دان نیکو دان
و من یرغب آن کیست که باز گراید و باز نشیند عن ملة إبراهیم از کیش ابراهیم و دین وی إلا من سفه نفسه مگر در خویشتن سبک خردی نادان خویشتن ناشناس و لقد اصطفیناه فی الدنیا و خود بر گزیدیم وی را و پاک کردیم پیشوایی دین را درین جهان و إنه فی الآخرة لمن الصالحین و وی در آن جهان از نیکان شایستگانست
