بخش ۱۰۵ - ۳۲ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی یا أیها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام بزبان اشارت و بیان حکمت میگوید ای شما که مؤمنانید روزه که بر شما نبشته شد از آن نبشته شد که همه مهمان حق خواهید بود فردا در بهشت خواهد تا مهمانان گرسنه بمهمانی برد که کریمان چون کسی را بمهمانی برند دوست دارند که مهمان گرسنه باشد تا ضیافت بدل مهمانان شیرین تر بود رب العالمین بهشت و هر چه در آنست مؤمنانرا آفرید که هیچیز از آن وی را بکار نیست و بآن محتاج نیست
پیر صوفیان دعوتی ساخت پس هیچکس نرفت آن پیر دست برداشت گفت بار خدایا اگر بندگان خود را فردا بآتش فرستی آن بهشت و آن نعیم بر کمال چون سفره من باشد نوای سفره در آنست که خورنده بر سر آنست آری هر چه خزاین نعمت است رب العالمین همه برای مؤمنان و خورندگان آفرید که خود نخورد ازینجا گفت عز جلاله الصوم لی قال بعضهم یعنی الصمدیة لی لا آکل و لا اشرب صمدیت مراست که نه خورم و نه آشامم و أنا اجزی به روزه داران را خود پاداش دهم بی حساب که ایشان موافقت ما طلب کرده اند از روی ناخوردن و دوستی ما خواسته اند که اول مقامی در دوستی موافقت است اکنون میدان که چون موافقت تو مر فریشتگان را بآمین گفتن در آخر سورة الحمد حاصل شود گناه گذشته و آینده تو بیامرزند چنانک در خبر است پس موافقت تو الله را بناخوردن هر چند که ناخوردن تو تکلفی است و وقتی ناخوردن الله صفتی است و ازلی میدان که از آن چه شرف و کرامت بتو باز گردد در دل و دین
