بخش ۱۲۰ - ۳۷ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و من الناس من یشری نفسه الآیة آنجا که عنایت است پیروزی را چه نهایت است فضل خدا نهانی نیست و بر فعل وی چون و چرایی نیست و معرفت وی جز عطایی نیست بو جهل قرشی و بو طالب هاشمی در آتش قطعیت سوختند و ذره معرفت ازیشان دریغ داشتند و طلیعت آن دولت باستقبال صهیب و بلال به روم و حبشه فرستادند و قرآن مجید جلوه گاه ایشان کردند که و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله دو قوم را دو آیت بهم یاد کردند یکی را سوخته آتش قطعیت کرد یکی را افروخته شمع محبت آن یکی را گفت و من الناس من یعجبک قوله این یکی را گفت و من الناس من یشری نفسه سرانجام یکی را گفت و لبیس المهاد بد جایگاهی که جایگاه ایشانست عذاب آتش و فرقت جاودان و نواخت این یکی را گفت و الله رؤف بالعباد مهربانست بر بندگان خدای جهان و جهانیان آری با دولت بازی نیست و نواخت الهی مجازی نیست و از رأفت و رحمت احدیت بر ایشان آنست که غیرت عزت ایشان را متواری دارد در حفظ خویش بداشت و بنعت محبت در خلوت و هو معکم به پرورد و قدر شریعت مصطفی ایشان دانستند و حق سنت ایشان گزاردند و نسبت آدم در عالم حقایق بایشان زنده شدو منهج صدق به ثبات قدم ایشان معمور گشت دلها بذکر سیر ایشان شاد و خرم و روی زمین بچراغ علم ایشان روشن اصحابی کالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
روزی مصطفی از حجره مبارک خویش بیرون آمد بر جماعتی ازیشان گذر کرد جوان مردانی را دید همه صدف اسرار ربوبیت همه مقبول شواهد الهیت همه انصار نبوت و رسالت هر یکی را سوزی و نیازی هر یکی را دردی و گدازی هر یکی کان حسرت شده و اندوه دین بجان و دل باز گرفته و با درویشی و بینوایی در ساخته بظاهر شوریده و بباطن آسوده قلاده معیشت و نعمت از هم بگسسته و راز ولی نعمت بدل ایشان پیوسته
