بخش ۱۳۵ - ۴۱ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی للذین یؤلون من نسایهم الآیة از روی اشارت درین آیات موعظتی بلیغ است و نصیحتی تمام مراعات حقوق حق را جل جلاله که چون حق خلق را چندین وزن و خطر نهاد که آن را فرمان جزم فرستاد و از بگذاشت آن بیم داد پس حق الله سزاوارتر که نگه دارند و از بگذاشت آن به بیم باشند در بعضی اخبار بیاید که فردا در قیامت جوانی را بیارند که حقوق الله ضایع کرده باشد در دنیا رب العزة بنعت هیبت و عزت با وی خطاب کند که شرم نداشتی و از خشم و سیاست من نه ترسیدی که حق من ضایع کردی و آن را تعظیم و شکوه ننهادی ندانستی که من ترا در آن تهاون و تغافل می دیدم و کرد تو بر تو می شمردم خذوه الی الهاویة ببرید او را بدوزخ که وی سزای آتش است و آتش سزای وی
و عن ابن عباس رض عن النبی قال قال الله عز و جل انی لست بناظر فی حق عبدی حتی ینظر عبدی فی حقی
و در صحف است که الله گفت انا اکرم من اکرمنی و اهین من هان علیه امری
من او را گرامی دارم که او مرا گرامی دارد و او را خوار کنم که او فرمان من خوار دارد بنگر این انتقام که از بنده می کشد بحق خود بآنک حق وی را بنا بر مسامحت است و بیشتر آن باشد که در گذارد اما حقوق مخلوق که در آن هیچ مسامحت نرود انتقام الله لا جرم در آن بیشتر بود تا بدان حد که گفته اند اگر کسی را ثواب هفتاد پیغامبر بود و یک خصم دارد به نیم دانگ که بر وی حیف کرده بود تا آن خصم از وی راضی نشود در بهشت نرود
