بخش ۱۶۰ - ۵۰ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و إذ قال إبراهیم گفت ابراهیم رب خداوند من أرنی با من نمای کیف تحی الموتی که مرده چون زنده کنی قال أ و لم تؤمن نه ایمان آورده قال بلی ابراهیم گفت آری ایمان آورده ام و لکن لیطمین قلبی لکن تا دمل آرمیده شود و بدیدار چشم یقین افزاید قال فخذ أربعة من الطیر الله گفت پس شو چهار مرغ گیر فصرهن إلیک آن را بکش و پاره پاره کن و با خود آر سرهای آن ثم اجعل علی کل جبل منهن جزءا آن گه بر سر هر کوهی پاره از آن آمیخته در هم بنه ثم ادعهن آن گه ایشان را خوان یأتینک سعیا تا بتو آیند بشتاب و اعلم أن الله عزیز حکیم ۲۶۰ بدانک خدای تواناست دانا
مثل الذین ینفقون نمون ایشان که نفقه میکنند أموالهم فی سبیل الله مالهای ایشان از بهر خدا و در راه خدا کمثل حبة همچون نمون و سان دانه ایست أنبتت سبع سنابل که از دست کارنده هفت خوشه رویاند فی کل سنبلة مایة حبة در هر خوشه صد دانه و الله یضاعف لمن یشاء و الله می افزاید توی بر توی او را که خواهد و الله واسع علیم ۲۶۱ و خدای فراخ بخش فراخ دارست و دانا
الذین ینفقون أموالهم فی سبیل الله ایشان که نفقت میکنند مالهای ایشان از بهر خدا و در راه خدا ثم لا یتبعون ما أنفقوا آنکه پس آن نفقه فرا ندارند منا و لا أذی سپاس بر نهادنی و نه رنج نمودنی لهم أجرهم عند ربهم ایشانراست مزد ایشان بنزدیک خداوند ایشان و لا خوف علیهم و نه بریشان بیمی و لا هم یحزنون ۲۶۲ و نه جاوید در آخرت اندوهگن باشند
قول معروف سخنی خوش و نیکو و مغفرة و آمرزش بافراط درویش در الحاح و جز زان خیر من صدقة یتبعها أذی به است از صدقه که پس آن بود رنج نمودنی و الله غنی حلیم ۲۶۳ و الله بی نیازست بردبار
