بخش ۱۷۱ - ۵۳ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و اتقوا یوما ترجعون فیه إلی الله الآیة
آه از آن روزی که بینی خلق را حیران شده
جانها بر لب رسیده دیدها گریان شده
روزی و چه روزی کاری و چه کاری روز بازاری و چه روز بازاری داوریگاه دنیا بسی دیده ای باش تا بداوریگاه قیامت رسی درگاه پادشاهان بسی دیده ای باش تا درگاه عزت ذو الجلال بینی دیوان مظالم سلاطین بسی دیده ای باش تا دیوان مظالم قیامت بینی سراپرده هیبت زده بساط جلال گسترده ایوان کبریاء بر کشیده میزان عدل در آویخته صراط راستی باز کشیده فرادیس جمال آراسته دوزخ هیبت بر آشفته رب العالمین گفت بترسید از چنین روز که جهانیان را همه از دور آدم تا منتهی عالم از خاک بیرون آرند و بمحشر رانند فصل و قضا را و ثواب و عقاب را همانست که جای دیگر گفت عرضوا علی ربک صفا و مصطفی ع گفت یعرض الناس یوم القیمة ثلاث عرضات فاما عرضتان فجدال و معاذیر و اما العرضة الثالثة فعند ذلک تطایر الصحف فی الایدی فآخذ بیمینه و آخذ بشماله
یکی را بینی از خاک بر آمده و چون خاکستر از میان آتش یکی چون در شاهوار از میان صدف بزرگان دین گفته اند که فردا این رویها همه رنگ دلها گیرد هر کرا امروز دل سیاه است فردا روی وی سیاه بود و من کان فی هذه أعمی فهو فی الآخرة أعمی
