۲۳ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و سارعوا خداوند بزرگوار جلیل و جبار کریم و غفار کردگار نامدار حکیم راست دان علیم پاکدان مهربان کاردان جل جلاله و تقدست اسماءه و توالت آلایه و تعالت صفاته و نعماءه و عظمت کبریاءه بندگان را بخطاب کرامت با هزاران لطافت مینوازد و کارشان میسازد و راهشان بسوی خود مینماید و میخواند که و سارعوا بشتابید بندگان من و بکوشید رهیگان من پیشی جویید دوستان من که کار پیشوایان دارند و دست سابقان بردند و السابقون السابقون أولیک المقربون فی جنات النعیم بنده من هر چه بند است از راه بردار و با کس پیوند مدار و نجا المخفون بکاردار تا بسابقان در رسی باشد که روزی سر ببالین أمن باز نهی و از اندوه فرقت باز رهی آری جلیل کاری است و عزیز حالی بسابقان در رسیدن و در سبکباران پیوستن و لکن بس طرفه کاریست گنجشک را با باز پریدن و زمن را با سوار دویدن
باطن تو کی کند با مرکب شاهان سفر
تا نگردد رای تو بر مرکب همت سوار
ای مسکین همراهی سابقان جویی و صحبت مردان خواهی و چشمت بر نام و ننگ و راهت پر از فخر و عار
پای بر دنیا نه و بردوز چشم از نام و ننگ
