۴ - النوبة الثانیة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و اللاتی یأتین الفاحشة الآیة در ابتداء اسلام مرد و زن که بفعل زنا فراهم شدندی و هر دو ثیب بودندی و محصن حکم ایشان آن بود که ایشان را از یکدیگر جدا کردندی و بزندان باز داشتندی چنان که درین آیت گفت فأمسکوهن فی البیوت و اگر هر دو بکر بودندی در حال زنا حکم ایشان ایذا بود چنان که در آیت دیگر گفت فآذوهما و ایذاء آن بود که ایشان را در آن زنا می سرزنش کردند و می زجر گفتند انتهکتما حرمات الله و عصیتماه و استوجبتما عقابه پس هر دو آیت منسوخ شد آیت اول بجلد و رجم و آیت دوم بجلد و تغریب و ناسخ این بود که مصطفی ص گفت خذوا عنی قد جعل الله لهن سبیلا البکر بالبکر جلد مایة و تغریب عام و الثیب بالثیب جلد مایة و الرجم
پس در حق ثیب دیگر بار جلد منسوخ گشت و رجم ثابت شد و ناسخ این بود که مصطفی ص گفت در آن خبر معروف و أما انت یا انیس فاغد علی امرأة هذا فان اعترفت فارجمها
بعد از اعتراف رجم فرمود و جلد نفرمود
و نیز آیتی است از قرآن که خط آن منسوخ است و حکم آن ثابت و هو قوله تعالی الشیخ و الشیخة اذا زنیا فارجموهما البتة نکالا من الله و الله عزیز حکیم
اما ناسخ آیت دوم همین است البکر بالبکر جلد مایة و تغریب عام و هم این آیت که الله گفت الزانیة و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مایة جلدة و علی الجمله سخن درین آیت و در بیان حکم زنا آنست که اگر بالغی عاقل باختیار خویش و از تحریم زنا آگاه زنا کند و بر وی درست شود از اقرار و اعتراف وی یا از گواهی چهار مرد عدول گواهی بیک صورت اگر مرد و زن هر دو محصن باشد هر دو را رجم کنند لقول عمر ان الله بعث محمدا بالحق و انزل علیه الکتاب و کان مما انزل الله آیة الرجم و رجم رسول الله ص و رجمنا بعده و الرجم فی الکتاب الله حق علی من زنی اذا احصن من الرجال و النساء اذا قامت البینة او کان الحبل او الاعتراف و اگر یکی محصن باشد و یکی نه بر محصن رجم است و بر غیر محصن جلد و تغریب و شرط احصان بلوغ است و عقل و حریت و اصابت در نکاحی درست و کیفیت رجم آنست که سنگ در وی می اندازند تا هلاک شود و اگر در میانه بگریزد و حد وی باقرار واجب شده است نه به بینه از پس وی نباید رفت و فرو باید گذاشت که در خبر است که یکی را سنگسار میکردند در عهد رسول ص
