۲۳ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی یا أیها الذین آمنوا آمنوا بالله و رسوله الآیة ایمان دو قسم است یکی از روی برهان یکی از روی عیان برهانی از راه استدلال است عیانی یافت روز وصال است برهانی استعمال دلایل عقول است عیانی رسیدن بدرجات وصول است میگوید از روی اشارت ای شما که ایمان برهانی بدست دارید بکوشید تا بایمان عیانی رسید ایمان عیانی چیست بچشم اجابت فرا مجیب نگرستن بچشم انفراد فرا فرد نگرستن بچشم حضور فرا حاضر نگرستن بدوری از خود نزدیکی حق را نزدیک بودن و بغیبت از خود حضور وی را بکرم حاضر بودن وی جل جلاله نه از قاصدان دور است نه از مریدان غایب میگوید عز جلاله و نحن أقرب إلیه من حبل الورید
پیر طریقت گفت خداوندا موجود نفسهای جوانمردانی حاضر دلهای ذاکرانی از نزدیک نشانت میدهند و برتر از آنی و از دورت میپندارند و نزدیکتر از جانی
گفتم صنما مگر که جانان منی
اکنون که همی نگه کنم جان منی
و قیل فی معنی الآیة یا أیها الذین آمنوا تصدیقا آمنوا تحقیقا میگوید ای شما که از روی تصدیق ایمان آوردید از روی تحقیق ایمان آرید شریعت پذیرفتید حقیقت بپذیرید شریعت چیست حقیقت چیست شریعت چراغست حقیقت داغست شریعت بند است حقیقت پند است شریعت نیاز است حقیقت ناز است شریعت ارکان ظاهر است حقیقت ارکان باطنست شریعت بی بدیست حقیقت بی خودیست شریعت خدمت است بر شریطت حقیقت غربتست بر مشاهدت شریعت بواسطه است حقیقت بمکاشفه است اهل شریعت طاعت دار است و معصیت گداز اهل حقیقت از خویشتن گریزان است و بیکی نازان اهل شریعت در آرزوی خلد و نعیم باقی است اهل حقیقت گستاخ و مشغول بساقی است ابتداء حقیقت در وی است که پدید آید و حسرتی که ترا فرو گیرد جهان فراخ بر تو تنگ کند اندرون پیراهن بر تو زندان کند آتشی در جانت زند عطشی در دل افکند سوز بینی و سوزنده نه شور بینی و شوراننده نه مساعدی نه که با وی چیزی بگویی هام دردی نه که با وی طرفی بنشینی
