۱۰ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و لو أن أهل الکتاب آمنوا و اتقوا الآیة این آیت از روی اشارت بیان فضیلت امت محمد است و شرف ایشان بر اهل کتاب از بهر آنکه رب العالمین مغفرت ایشان بر تقوی بست و تقوی در مغفرت و رحمت شرط کرد مقتضی دلیل خطاب آنست که هر کرا تقوی نیست وی را مغفرت نیست باز در حق امت گفت هو أهل التقوی و أهل المغفرة یعنی اهل ان یتقی فان ترکتم التقوی فهو اهل لان یغفر میگوید اوست جل جلاله سزای آنکه از وی ترسند و در بندگی او تقوی پیش گیرند پس اگر تقوی نبود او سزای آنست که بیامرزد بفضل خویش و رحمت خویش اینست سزای خداوندی و مهربانی و بنده نوازی آنچه کند بسزای خود کند نه باستحقاق بنده
در بعضی کتب خداست عبدی انت العواد الی الذنوب و أنا العواد الی المغفرة لتعلم انا انا و انت انت قل کل یعمل علی شاکلته و نیز جای دیگر در حق این امت گفت فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد ظالم را که تقوی نیست و سابق که در عین تقوی است هر دو در یک نظام آورد و بابتداء آیت رقم اصطفاییت کشید که اصطفینا من عبادنا و در آخر آیت جنات عدن کرامت کرد گفت جنات عدن یدخلونها تا بدانی که خدای را در حق امت محمد چه عنایت است و ایشان را بنزدیک وی چه کرامت و لو أنهم أقاموا التوراة و الإنجیل الایة لو سلکوا سبیل الطاعة لوسعنا علیهم اسباب المعیشة حتی لو ضربوا یمنة ما لقوا غیر الیمن و ان ذهبوا یسرة ما وجدوا الا الیسر عجب آنست که عالمیان پیوسته در بند روزی فراخ اند و در آرزوی حظوظ دنیا و آن گه راه تحصیل آن نمی دانند و بتهییت اسباب آن راه نمی برند و رب العالمین درین آیت ارشاد میکند و راه آن می نماید میگوید اگر میخواهی که نواخت و نعمت ما روزی فراخ از بالا و نشیب و از راست و چپ روی بتو نهد تو روی بطاعت ما آر و تقوی پیشه کن تو روی در کار و فرمان ما آر تا ما کار تو راست کنیم من کان لله کان الله له من انقطع الی الله کفاه الله کل مؤنة و رزقه من حیث لا یحتسب
