۷ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و أنذر به آگاه کن و بیم نمای بآن پیغام الذین یخافون ایشان را که می ترسند أن یحشروا إلی ربهم که ایشان را انگیخته با خدای خویش برند لیس لهم من دونه ایشان را نیست جز از وی ولی و لا شفیع نه یاری و نه شفیعی لعلهم یتقون تا مگر پرهیزند از خشم و عذاب خدای
و لا تطرد الذین یدعون ربهم و مران ایشان را که خدای خویش میخوانند بالغداة و العشی ببامداد و شبانگاه یریدون وجهه ایشان بکردار خویش وجه خدای میخواهند ما علیک من حسابهم من شی ء بر تو نیست از شمار ایشان هیچیز و ما من حسابک علیهم من شی ء و از شمار تو هم بر ایشان هیچیز نیست فتطردهم اگر برانی ایشان را فتکون من الظالمین از ستمکاران باشی
و کذلک و هم چنان فتنا بعضهم ببعض آزموده کردیم ایشان را بیکدیگر لیقولوا تا اقویا گویند أ هؤلاء این ضعیفان آنند من الله علیهم من بیننا که سپاس نهاد الله بر ایشان از میان ما أ لیس الله بأعلم الله داناتر دانایی است بالشاکرین بآنکه سپاس داران و منعم شناسان و سزاداران بنعمت که اند
و إذا جاءک و چون بتو آیند الذین یؤمنون بآیاتنا ایشان که گرویده اند بسخنان ما فقل سلام علیکم گوی از پیغام من سلام بر شما کتب ربکم واجب نبشت خداوند شما شما را علی نفسه الرحمة بر خویشتن رحمت أنه من عمل منکم سوءا هر که از شما بدی کند بجهالة بنادانی ثم تاب آن گه باز گردد من بعده پس از آن بد که کرد و أصلح و تباه شده کار خود باصلاح آرد فأنه غفور رحیم خدای وی را آمرزگار است و بخشاینده
