۱۴ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و لو أننا نزلنا إلیهم الملایکة الایة مردودان حضرت را میگوید و مطرودان قطیعت را که اگر ما فریشتگان آسمان را ازین مقربان و کروبیان و سفره و بر ره و رقباء قضا و قدر و امناء درگاه عزت بزمین فرستیم تا آن مهجوران را بما دعوت کنند و از ما خبر دهند و مردگان زمین را حشر کنیم تا بر درگاه ما ارشاد کنند و جمله حیوانات و جمادات و اعیان و اجرام مخلوقات و صورت ذات مقدرات و آحاد و افراد معلومات همه را منطبق گردانیم و بایشان فرستیم تا آیت الهیت ما و اعلام ربوبیت ما بر ایشان عرضه کنند و هر چه خبر بود همه ببینند و بدانند تا من که خداوندم نخواهم و ایشان را راه ننمایم ایمان نیارند و راه بشناخت ما نبرند مشتی خاک را چه رسد که حدیث قدم کند اگر نه عنایت قدیم و خواست آن کریم بود
دل کیست که گوهری فشاند بی تو
یا تن که بود که ملک راند بی تو
و الله که خرد راه نداند بی تو
جان زهره ندارد که بماند بی تو
اعتقاد اهل سنت آنست که تا رب العزة خود را با دل بنده تعریف نکند و شواهد صفات قدیم در دل بنده ثبت نکند بنده بشناخت وی راه نبرد ازینجا گفته اند علماء سنت و ایمه قدوت که المعرفة تجب بالسمع و تلزم بالبلاغ و تحصل بالتعریف
