۹ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و لوطا و فرستادیم لوط را إذ قال لقومه گفت قوم خویش را أ تأتون الفاحشة می زشتی کنید و ناخوب و ناسزا بدست دارید ما سبقکم بها پیشی نکرد بآن کار بر شما من أحد من العالمین ۸۰ هیچ کس از جهانیان
إنکم لتأتون الرجال شهوة بمردان میرسید بوایست من دون النساء فرود از زنان بل أنتم قوم مسرفون ۸۱ آری که شما قومی اید گزافکاران و ما کان جواب قومه نبود پاسخ قوم وی إلا أن قالوا مگر آنکه گفتند أخرجوهم بیرون کنید ایشان را من قریتکم از شهر خویش إنهم أناس که ایشان مردمانی اند یتطهرون ۸۲ که از کار ما پاکیزگی جویند فأنجیناه و أهله برهانیم او را و کسان او را إلا امرأته مگر زن او را کانت من الغابرین ۸۳ از جمله هالکان بود آن زن و أمطرنا علیهم مطرا و ببارانیدیم بر ایشان بارانی فانظر درنگر کیف کان عاقبة المجرمین ۸۴ که چون بود سرانجام جرم داران و إلی مدین أخاهم شعیبا و فرستادیم بمدین مرد ایشان را شعیب قال یا قوم اعبدوا الله گفت ای قوم الله را پرستید ما لکم من إله غیره نیست شما را خدایی جز از او قد جاءتکم بینة من ربکم آمد بشما نشانی و پیغامی روشن از خدای شما فأوفوا الکیل و المیزان تمام پیمایید و سنجید و لا تبخسوا الناس أشیاءهم و چیزهای مردمان بمکاهید و لا تفسدوا فی الأرض بعد إصلاحها و در زمین تباهی مکنید پس آنکه الله آن را باصلاح آورد ذلکم خیر لکم إن کنتم مؤمنین ۸۵ شما را آن به است اگر گرویدگان اید
