۱۷ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و إذ أخذ ربک گرفت خدای تو من بنی آدم از فرزندان آدم من ظهورهم از پشتهای ایشان ذریتهم فرزندان ایشان و أشهدهم علی أنفسهم و ایشان را گواه گرفت بر ایشان أ لست بربکم نه ام من خداوند شما قالوا بلی ایشان پاسخ دادند آری تویی خداوند ما شهدنا گواه بودیم بر ایشان أن تقولوا یوم القیامة تا نگویند روز رستاخیز إنا کنا عن هذا غافلین ۱۷۲ که ما ازین اقرار و گواهی ناآگاه بودیم
أو تقولوا یا گویند پسینان ایشان إنما أشرک آباؤنا من قبل که پدران پیشینان ما انبازان گرفتند با تو پیش از ما و کنا ذریة من بعدهم و ما فرزندان ایشان بودیم پس از ایشان أ فتهلکنا پس اکنون ما را می هلاک کنی و عذاب کنی بما فعل المبطلون ۱۷۳ بآنچه کج کاران کردند و نابکاران پیش از ما
و کذلک نفصل الآیات چنین تفصیل میدهیم و می باز گشاییم و راست و درست و پیدا می باز نماییم گفتها و کرده های خویش و لعلهم یرجعون ۱۷۴ و تا مگر ایشان باز آیند از راه کج با راه راست
و اتل علیهم و بر ایشان خوان نبأ الذی آتیناه آیاتنا خبر آن مرد که او را دادیم سخنان خویش فانسلخ منها بیرون شد او از آن چو مار از پوست فأتبعه الشیطان پس خود فرا کرد او را دیو فکان من الغاوین ۱۷۵ تا از بیراهان گشت
