۱۷ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و إذ أخذ ربک من بنی آدم الایة از روی فهم بر لسان حقیقت این آیت رمزی دیگر دارد و ذوقی دیگر اشارتست ببدایت احوال دوستان و بستن پیمان و عهد دوستی با ایشان روز اول در عهد ازل که حق بود حاضر و حقیقت حاصل
سقیا للیلی و اللیالی التی
کنا بلیلی نلتقی فیها
چه خوش روزی که روز نهاد بنیاد دوستی است چه عزیز وقتی که وقت گرفتن پیمان دوستی است مریدان روز اول ارادت فراموش هرگز نکنند مشتاقان هنگام وصال دوست تاج عمر و قبله روزگار دانند
سقیا لمعهدک الذی لو لم یکن
ما کان قلبی للصبابة معهدا
فرمان آمد که یا سید و ذکرهم بأیام الله این بندگان ما که عهد ما فراموش کردند و بغیری مشغول گشته با یاد ایشان ده آن روز که روح پاک ایشان با ما عهد دوستی می بست و دیده اشتیاق ایشان را این توتیا می کشیدیم که أ لست بربکم
ای مسکین یاد کن آن روز که ارواح و اشخاص دوستان در مجلس انس از جام محبت شراب عشق ما می آشامیدند و مقربان ملأ اعلی میگفتند اینت عالی همت قومی که ایشانند ما باری ازین شراب هرگز نچشیده ایم و نه شمه ای یافته ایم و های و هوی آن گدایان در عیوق افتاده که هل من مزید
