۱۸ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و لله الأسماء الحسنی فادعوه بها خدای را جل جلاله نامها است و آن نامها او را صفات است بآن نامها نامور و ستوده و شناخته نامهای پرآفرین و بر دلها شیرین نظم پاک و گفت پاک از خداوند پاک نظم بسزا و گفت زیبا از خداوند یکتا آیین زبان و چراغ جان و ثناء جاودان خود میگوید جل جلاله و عز کبریاؤه نوری هدای و لا اله الا الله کلمتی و أنا هو بنده که راه یافت بنور من یافت پی که برد بچراغ من برد چراغ سنت چراغ معرفت چراغ محبت چراغ سنت در دلش افروختیم چراغ معرفت در سرش افروختیم چراغ محبت در جانش افروختیم ای شاد باد بنده ای که میان این سه چراغ روان است عزیزتر ازو کیست که نور اعظم در دلش تابان است
و دیده وری دوست دل او را عیان است آن گه گفت جل جلاله لا اله الا الله گفت من است و صفت من است و الله نام من است و من آن نامم که هستم که نامم دیان و مهربان و خدای همگان دارنده جهان و نوبت ساز جهانیان
پیر طریقت کلمه ای چند گفته لایق این موضع گفت ای سزاوار ثنای خویش ای شکر کننده عطاء خویش ای شیرین نماینده بلاء خویش رهی بذات خود از ثناء تو عاجز و بعقل خود از شناخت منت تو عاجز و بتوان خود از سزای تو عاجز کریما گرفتار آن دردم که تو دوای آنی بنده آن ثناام که تو سزای آنی من در تو چه دانم تو دانی تو آنی که خود گفتی و چنان که خود گفتی آنی همانست که مصطفی ص گفت لا احصی ثناء علیک انت کما اثنیت علی نفسک
