۵ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و اعلموا أنما غنمتم من شی ء بدانید که هر چه از دشمن یابید فأن لله خمسه خدای را است پنج یک آن و للرسول و رسول را و لذی القربی و حق خویشان و الیتامی و نارسیدگان پدر مردگان و المساکین و درویشان و ابن السبیل و راه گذریان إن کنتم آمنتم بالله اگر ایمان آوردید بخدای و ما أنزلنا علی عبدنا و از آنچه فرو فرستادیم بر بنده خویش یوم الفرقان روز که جدایی پیدا شد یوم التقی الجمعان آن روز بود که دو گروه روی بر روی آوردند و الله علی کل شی ء قدیر ۴۱ و خدای بر همه چیز تواناست
إذ أنتم بالعدوة الدنیا آن گه که شما بگوشه نزدیک تر بودید از وادی و هم بالعدوة القصوی و ایشان دورتر بگوشه از آن و الرکب أسفل منکم و دشمنان شما فروتر از شما و لو تواعدتم و اگر شما آن کار سگالیده بودید با هم لاختلفتم فی المیعاد در وعده نهادن ناهموار سخن بودید و لکن لیقضی الله أمرا کان مفعولا لکن خواست خدای بر گزارد کاری که درخواست وی کردنی بود لیهلک من هلک عن بینة تا هر که تباه شود و گمراه ماند از کاری روشن تباه ماند حجت بر وی درواخ گشته و پیغام بوی رسیده و یحیی من حی عن بینة و هر که زنده ماند نه پندار و گمان و إن الله لسمیع علیم ۴۲ و خدای شنواییست دانا
إذ یریکهم الله فی منامک قلیلا بتو مینمود خدای ایشان را در خواب تو اندکی و لو أراکهم کثیرا و اگر ایشان را بشما فراوان نمودید لفشلتم شما بد دل شدید و لتنازعتم فی الأمر و در جنگ ایشان با یکدیگر ناراست و مختلف بودید و لکن الله سلم لکن خدا کاری خواست ببرد و بگزارد و مؤمنانرا ازان سلامت داد إنه علیم بذات الصدور ۴۳ که خدای دانا است بهرچه در دلها است
