۵ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیو هو الله تعالی ع إلا تنصروه اگر یاری ندهید رسول را فقد نصره الله خدای سبحانه و تعالی یاری داد او را إذ أخرجه الذین کفروا آن گه که بیرون کردند او را کافران ثانی اثنین دوم دو تن إذ هما فی الغار آن گه که هر دو در غار بودند إذ یقول لصاحبه آن گه که یار خویش را گفت لا تحزن إن الله معنا اندوه مدار که خدای با ماست فأنزل الله سکینته علیه فرو فرستاد خدای آرام ایمان بر ابو بکر و أیده و نیروی و یاری داد رسول خویش را بجنود لم تروها بسپاه هایی که شما نمیدیدید و جعل کلمة الذین کفروا السفلی و سخن کافران دیرینه کرد مغلوب و مقهور و کلمة الله هی العلیا و سخن خدای و تقدیر او و مکر او آنست که زبر است غالب و قاهر و الله عزیز حکیم ۴۰ خدای تواناییست دانا
انفروا خفافا و ثقالا بیرون شوید سبک بالان و گران باران و جاهدوا بأموالکم و أنفسکم فی سبیل الله و جهاد کنید بمال خویش و تن خویش از بهر خدای ذلکم خیر لکم آن شما را به است إن کنتم تعلمون ۴۱ گردانید
لو کان عرضا قریبا اگر عرضی بودی ازین جهان و چیزی که فرا دست رسیدی نزدیک و سفرا قاصدا و سفری بچم و لاتبعوک بیامدندی بر پی تو و لکن بعدت علیهم الشقة و لکن راه دور شد و رفتن بر ایشان گران آمد و سیحلفون بالله و سوگندان میخورند بخدای لو استطعنا لخرجنا معکم که اگر توانستیم ما بیرون آمدیمی غزا را با شما یهلکون أنفسهم در هلاک خویش می باشند و در تباهی خویش و الله یعلم إنهم لکاذبون ۴۲ و خدای میداند که ایشان دروغ زنان اند
