۶ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی إن تصبک حسنة تسؤهم هر که نعمت وی تمامتر و نواخت خدای بر وی بزرگتر حاسدان وی بیشتر منافقان که نعمت و نواخت و فضل خدای دیدند بر مصطفی و مؤمنان حسد بردند و صفت حسود اینست که خدای گفت إن تصبک حسنة تسؤهم چون نعمت و فضل خدای را بر کسی بیند اندوهگن شود و رضا و خشنودی او جز در زوال نعمت نیست معاویه گفت هر دردی را درمان دانم و هر کاری را تدبیری توانم مگر درد حاسد که آن را هیچ درمان ندانم و هیچ تدبیر نتوانم که داروی وی جز زوال نعمت از محسود نیست مصطفی ص گفت ثلث هن اصل کل خطییة فاتقوهن و احذروهن ایاکم و الکبر فان ابلیس حمله الکبر أن لا یسجد لادم علیه السلام و ایاکم و الحرص فان آدم حمله الحرص علی ان اکل من الشجرة و ایاکم و الحسد فان بنی آدم انما قتل احدهما صاحبه حسدا
و در خبر است که موسی علیه السلام مردی را دید نزدیک عرش عظیم درجه بزرگ یافته و بنواخت بی نهایت و لطف بی کران رسیده موسی چون او را بآن ترتیب و آن منزلت دید بوی غبطت برد و آن منزلش آرزو خواست گفت بار خدایا آن مرد بآن رتبت و منزلت بچه رسید گفت أم یحسدون الناس علی ما آتاهم الله من فضله نعمت خدا و فضل نعمت خدا بر بندگان دید و بایشان حسد نبرد و در خبر است که در آسمان پنجم رب العزة فریشته آفریده بر گذرگاه اعمال بندگان نشسته چون عمل بنده بآسمان بر آرند و بوی رسد و هم چون آفتاب از روشنایی و نیکویی آن عمل می تابد بوی گوید قف فانا ملک الحسد باش که فریشته حسدم تا در آن نگرم که آمیخته حسد است یا نه اگر نشان حسد بیند باز گرداند و گوید اضربوا وجه صاحبه فانه حاسد
