۴ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و یوم نحشرهم جمیعا الآیة کردگار قدیم جبار نام دار عظیم جل جلاله و عظم شأنه خبر میدهد از هیبت و سیاست روز رستاخیز روز حشر و نشر روز عرض و شمار روز محاسبت و مسایلت خلق اولین و آخرین جمع کرده دیوان مظالم فرو نهاده ترازوی عدل در آویخته دوزخ آشفته بر گستوان سیاست بر افکنده و آن را بعرصات حاضر کرده شعلهای آتش حسرت از دلها بر افروخته جانها بلب رسیده دوست و دشمن آشنا و بیگانه از هم جدا کرده آن ساعت از جناب جبروت و درگاه عزت بحکم سیاست ندای قهر آید بعابد و معبود باطل مکانکم أنتم و شرکاؤکم این چنان است که کسی را بیم دهند گویند باش تا من با تو پردازم جای دیگر بر عموم گفت سنفرغ لکم أیه الثقلان آری با شما پردازیم ای جن و انس آن گه معبودان باطل چون آن هیبت و سیاست بینند از عابدان خویش بیزاری گیرند عابدان بر ایشان دعوی کنند که ما را بطاعت و عبادت خویش فرمودند گناه ایشانراست که ما را از راه ببردند و چنین فرمودند جواب دهند بتان و طواغیت که فکفی بالله شهیدا بیننا و بینکم إن کنا عن عبادتکم لغافلین خداوند آفریدگار و معبود کردگار بی همتا میداند و گواه است که می ندانستیم و از عبادت و طاعت شما بی خبر بودیم جماد بودیم بی حیاة و بی صفات و بی معنی نه سزای پرستیدن داشتیم نه زبان فرمودن آن گه عاقبت مناظره ایشان آن بود که همه را بدوزخ فرستند هم عابد را و هم معبود را چنان که میگوید جل جلاله إنکم و ما تعبدون من دون الله حصب جهنم أنتم لها واردون تا ترا معلوم گردد که هر طاعت که نه خدایراست امروز محالست و فردا وبال و نکالست
