۶ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی یا أیها الناس ای مردمان قد جاءتکم موعظة من ربکم آمد بشما پندی از خداوند شما و شفاء لما فی الصدور و شفا و آسانی آن را که در دلها بود و هدی و رحمة للمؤمنین ۵۷ و راه نمونی و مهربانی گرویدگان را
قل بفضل الله و برحمته گوی بفضل خدای و رحمت او فبذلک فلیفرحوا بآن شاد باشید و خرم هو خیر مما یجمعون ۵۸ فضل خدای به است از آنچه شما گرد میکنید در دنیا
قل أ رأیتم گوی چه بینید ما أنزل الله لکم من رزق آنچه الله شما را فرستاد از آسمان از روزی فجعلتم منه حراما و حلالا شما فرا ایستادید و از آن بخویشتن حرام ساختید و حلال ساختید قل آلله أذن لکم گوی الله شما را دستوری داد أم علی الله تفترون ۵۹ یا بر الله دروغ می سازید
و ما ظن الذین یفترون علی الله الکذب چه می پندارند ایشان که بر خدای می دروغ سازند یوم القیامة روز رستاخیز
إن الله لذو فضل علی الناس الله با فضل است بر مردمان و لکن أکثرهم لا یشکرون ۶۰ لکن بیشتر ایشان از الله بآزادی نه اند نه با او آشنااند
و ما تکون فی شأن در هیچ کار نباشی تو و ما تتلوا منه من قرآن و ازین قرآن هیچ چیز نخوانی و لا تعملون من عمل و هیچ کار نکنید إلا کنا علیکم شهودا مگر ما بر شما گواه باشیم إذ تفیضون فیه آن گه که می باشید در کار و میروید در آن و ما یعزب عن ربک و دور نیست و غایب از خداوند تو من مثقال ذرة هام سنگ یک ذره فی الأرض و لا فی السماء نه در زمین و نه در آسمان و لا أصغر من ذلک و لا أکبر و نه کم از ذره ای و نه مه از آن إلا فی کتاب مبین ۶۱ مگر که در نوشته ایست پیدای روشن درست
