۶ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و إلی ثمود أخاهم صالحا فرستادیم ب ثمود کس ایشان صالح قال یا قوم اعبدوا الله گفت ای قوم خدای را پرستید ما لکم من إله غیره نیست شما را خدایی جز او هو أنشأکم من الأرض او آفرید و کرد شما را از خاک زمین و استعمرکم فیها و شما را در زمین نشاند فاستغفروه آمرزش خواهید ازو ثم توبوا إلیه و با او گردید إن ربی قریب مجیب ۶۱ که خداوند من نزدیک است پاسخ کننده
قالوا یا صالح گفتند ای صالح قد کنت فینا مرجوا قبل هذا ما از تو جز ازین می بیوسیدیم پیش ازین أ تنهانا أن نعبد ما یعبد آباؤنا باز می زنی ما را که پرستیم آنچه پرستیدند پدران ما و إننا لفی شک مما تدعونا إلیه و ما در گمانیم از آنچه ما را با آن میخوانی مریب ۶۲ دل را و خرد را شورنده
قال یا قوم أ رأیتم گفت ای قوم چه بینید إن کنت علی بینة من ربی اگر من بر کاری روشن و راهی راست و پیغامی درست ام از خداوند خویش و آتانی منه رحمة و او مرا پیغام داد بمهربانی فمن ینصرنی من الله إن عصیته که رهاند مرا ازو اگر من درو عاصی شوم و کی یاری دهد فما تزیدوننی غیر تخسیر ۶۳ نمی فزایید مرا در پاسخ مگر زیان کاری
و یا قوم هذه ناقة الله لکم آیة و ای قوم این ناقه خدا شما را نشانی است فذروها تأکل فی أرض الله باز شوید از آن و گذارید آن را تا روزی می خورد در زمین خدای و لا تمسوها بسوء و بآن هیچ بدی مرسانید فیأخذکم عذاب قریب ۶۴ که شما فرا گیرد عذابی نزدیک
