۸ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی قالوا یا شعیب أ صلاتک تأمرک الآیة شعیب ص متعبد بود بر اداء طاعات و تحصیل عبادات پیوسته حریص و بر آن مواظب بود ساعت شب بنماز مستغرق داشتید و هنگام روز بلفظ شیرین و بیان پر آفرین پیغام حق با قوم خویش گزاردید و ازین سخنان که رب العزة از وی حکایت میکند کمال کفایت و وفور عقل و نور بصیرت و حصول سکینه در دل وی پیداست و ذلک قوله إن کنت علی بینة من ربی این بینت که نوریست که در دل تابد تا خاطر از حرمت پر کند و اخلاق را تهذیب کند و اطراف را ادب کند نه پیش دعا حجاب گذارد نه پیش فراست بند نه پیش امید دیوار از اینجا آغاز کند علم ربانیان و یقین عارفان و ناز دوستان
و رزقنی منه رزقا حسنا باز نمود و بیان کرد که آنچه یافتم و دیدم نه از خود یافتم و نه بمردی و قوت خود بآن رسیدم بلکه آن رزق الهی است موهبت ربانی و لطف ایزدی همانست که مصطفی ص گفت انا سید ولد آدم و لا فخر
کرامتی عظیم و نواختی کریم از خدای کریم و بدان فخر می نیارم که نه مکتسب منست و نه بجلادت و قوت من تا بآن فخر توانم کرد موهبت الهی است و عطاء ربانی بفضل خود کاری ساخته و پرداخته و بی ما راست کرده و گفته اند رزق حسن دوام نعمت است بی میونت و کمال صفات بی وسیلت دوام نعمت غذای نفس است مرکب خدمت را و کمال صفاوت غذای روح است مرکز مشاهدت را و از رزق حسن است که کردار مخالف گفتار نبود چنان که شعیب گفت و ما أرید أن أخالفکم إلی ما أنهاکم عنه
