۲ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی قالت رسلهم أ فی الله شک کیف یشک فی توحیده من لا یتصرف الا بتصریفه و تدبیره بل کیف یبسر جلال قدره الا من کحله بنور بره و لطفه تا سرمه عنایت بمیل هدایت در دیده تو نکشد آیات و روایات قدرت او نبینی و عجایب و بدایع فطرت او نشناسی تعجب همی کردند رسولان که خود در آفرینش کسی باشد که در وحدانیت و فردانیت خداوند ذو الجلال بگمان بود پس از آن آنک کلیات و جزییات در کون و کاینات همه دلیلست و گواه بر یکتایی و بی همتایی او
مرد باید که بوی تاند برد
و رنه عالم پر از نسیم صباست
لکن زهر افعی چون مستولی گردد بر جان بیچاره ای هزار خروار تریاق سود نکند من اسقطته السوابق لم تنعشه اللواحق اول نمودن است پس دیدن اول نمایش است پس روش تا ننماید نه بینی تا نخواند نروی خواندنش اینست که فاطر السماوات و الأرض یدعوکم لیغفر لکم آفریدگار زمین و آسمان کردگار جهان و جهانیان بی نیاز از طاعت و اعمال بندگان بانعام و افضال خود نه بسزاء شما بل بسزاء خود می خواند شما را که باز آیید درگاه ما را لزوم گیرید چون می دانید که جز من خداوند نیست از من آمرزش خواهید که ما را از گناه آمرزیدن باک نیست عیب خود عرضه کنید که ما را از معیوب پذیرفتن عار نیست بجرم رهی را گرفتن انتقام است و ما را با رهی انتقام نیست باول بر گرفتن و بآخر بیفکندن در علم نقصانست و در علم ما نقصان نیست کرامت ازین بزرگوارتر نباید لطف ازین تمامتر نبود کید دشمن بتو نماید و از وی حذر فرماید گوید إن الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا شیطان دشمن شما است او را دشمن دارید فرمان وی مبرید دعوت وی را اجابت مکنید إنما یدعوا حزبه لیکونوا من أصحاب السعیر او خود خرمن سوخته است ترا سوخته خرمن خواهد تا ترا با خود بدوزخ برد فرمان وی مبر فرمان خداوند خود بر دعوت الله را پاسخ کن یدعوکم لیغفر لکم که بآن میخواند تا ترا بیامرزد و بنوازد
