۴ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و إذ قال إبراهیم رب ابراهیم گفت خداوند من اجعل هذا البلد آمنا این شهر شهری بی بیم کن و اجنبنی و بنی و دور دار مرا و پسران مرا أن نعبد الأصنام ۳۵ که بتان را پرستیم
رب خداوند من إنهن أضللن کثیرا من الناس این بتان فراوان از مردمان بی راه کردند فمن تبعنی هر که بر پی من بیاید فإنه منی او از منست و من عصانی و هر که در من عاصی شود فإنک غفور رحیم ۳۶ تو خداوندی عیب پوشی آمرزگار بخشاینده ای مهربان و قادری که راه نمایی تا آمرزی و بخشایی
ربنا خداوند ما إنی أسکنت من ذریتی من بنشاندم فرزند خویش را بواد غیر ذی زرع بهامونی بی بر عند بیتک المحرم بنزدیک خانه تو خانه ای با آزرم کرده بزرگ داشته ربنا خداوند ما لیقیموا الصلاة تا نماز بپای دارند فاجعل أفیدة من الناس دل قومی از مردمان چنان کن تهوی إلیهم که می شتابد باین خانه و بایشان و ارزقهم من الثمرات و روزی کن ایشان را از میوه ها لعلهم یشکرون ۲۷ مگر سپاس دار باشند ترا
ربنا خداوند ما إنک تعلم می دانی تو ما نخفی آنچ در دل می داریم و ما نعلن و آنچ می نماییم و ما یخفی علی الله من شی ء و پوشیده نیاید بر خدای هیچیز فی الأرض و لا فی السماء ۳۸ نه در زمین و نه در آسمان
