۴ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و قضی ربک خدای تو فرمود و وصیت کرد ألا تعبدوا إلا إیاه که مپرستید بخدایی مگر او را و بالوالدین إحسانا و نیز بپدر و مادر که نیکویی کنید با ایشان إما یبلغن عندک الکبر اگر چنانست که بپیری رسند در زندگانی تو أحدهما أو کلاهما یکی از ایشان یا هر دو فلا تقل لهما أف نگر که ایشان را نگویی اف و لا تنهرهما و بآواز بلند با ایشان سخن نگویی و قل لهما قولا کریما ۲۳ و با ایشان سخنی آزاده نیکو گوی
و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة و ایشان را بفروتنی و فروتری بر تواضع و خدمتکاری در پای آر و قل رب ارحمهما و بگوی خداوند من ببخشای بر ایشان کما ربیانی صغیرا ۲۴ چنانک مرا بپروردند و من خرد بودم
ربکم أعلم بما فی نفوسکم خداوند شما داناست بآنچ در تنهای شماست إن تکونوا صالحین اگر چنانست که از نیکانید فإنه کان للأوابین غفورا ۲۵ او تایبان را و باز گروندگان را با او آمرزگارست
و آت ذا القربی حقه حق خویشاوند از مال خود او را ده و المسکین و ابن السبیل و درویش را و راهگذری را و لا تبذر تبذیرا ۲۶ و مال خویش بیهوده ضایع مکن ضایع کردنی
إن المبذرین ضایع کنندگان مال بیهوده کانوا إخوان الشیاطین برادران و همکاران دیواند و کان الشیطان لربه کفورا ۲۷ و دیو خداوند خویش را ناسپاس است
