۵ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و لا تقف ما لیس لک به علم و پس هر ظنی مرو بنادانی و آنچ ندانی مگوی إن السمع و البصر و الفؤاد که از نیوشیدن و نگرستن و اندیشیدن بدل کل أولیک کان عنه مسؤلا ۳۶ شما را بخواهند پرسید
و لا تمش فی الأرض مرحا و در زمین بکشی مرو إنک لن تخرق الأرض که نه در زمین فرو خواهی شد اگر فروتنی کنی و لن تبلغ الجبال طولا ۳۷ و نه با کوه هم سر خواهی شد اگر بر تنی کنی
کل ذلک کان سییه آن همه بد است عند ربک مکروها ۳۸ بنزدیک خداوند تو ناپسندیده
ذلک مما أوحی إلیک ربک آن همه از آن پیغام است که الله تعالی داد بتو من الحکمة از علم و لا تجعل مع الله إلها آخر و با الله تعالی خدایی دیگر مخوان فتلقی فی جهنم که در او کنند ترا در دوزخ ملوما مدحورا ۳۹ نکوهیده و رانده
أ فأصفاکم ربکم بالبنین باش خداوند بگزید شما را پسران و اتخذ من الملایکة إناثا و خود را از فریشتگان دختران گرفت إنکم لتقولون قولا عظیما ۴۰ شما می گویید سخنی بزرگ
و لقد صرفنا فی هذا القرآن سخن روی بر روی گردانیدیم درین قرآن لیذکروا تا دریابند و پند پذیرند ما یزیدهم إلا نفورا ۴۱ و نمی فزاید ایشان را این سخن مگر رمیدن
