۶ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی قل کونوا حجارة أو حدیدا الآیة خداوند ذو الجلال قادر بر کمال در ملک ایمن از زوال در ذات و در نعت متعال جل جلاله و تقدست اسماؤه و تعالت صفاته درین آیت خبر میدهد بندگان را که ما مرده را زنده گردانیم بکمال قدرت و جلال عزت خویش چنانک در نشیه اولی نبود بیافریدم و از آغاز نو ساختم باز در نشیه اخری پس از مردگی باز آفرینم چنانک باول آفریدم من همانم که بودم قدرت همان قدرت عزت همان عزت نه نو صفتم نه نو نعت نه تغیر پذیر خالق و فاطر و جبار و حکیم و قدیر
قل الذی فطرکم أول مرة همانست که جای دیگر گفت قل یحییها الذی أنشأها أول مرة آن مدبر بد خلف ابی بن خلف استخوانی کهن گشته ریزیده برداشت و گفت یا محمد أ تری الله یحیی هذا بعد ما قد رم پس از آن که این استخوان بریزید و نیست گشت تو می گویی که الله آن را زنده گرداند مصطفی ص گفت نعم یبعثک و یدخلک النار این خود زبان تفسیر است و ظاهر آیت اما اهل فهم را درین آیت و امثال آن سری دیگر است و ذوقی دیگر میگویند که اشارت باحیاء دلهای اهل غفلتست بنور مکاشفت و احیاء جانهای اهل هوی و شهوت بنسیم مشاهدت و روح مواصلت و بحقیقت حیاة آن حیاتست که روح را فتوح دهد بروح ایمان و اگر همه جانهای عالمیان بتو دهند چون روح فتوح ایمان نداری مرده ای و اگر هزار سال ترا در خاک نهند چون ریحان توحید در روضه روح تو رسته است سر همه زندگان تویی نشان این حالت آنست که بنده از ورطه فترت برخیزد و در نجات و نجاح خود کوشد نعیم باقی بسرای فانی بنفروشد بزبان بیداری و بنعت هشیاری گوید
