۵ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و یوم نسیر الجبال یاد کن آن روز که کوه ها را در رفتن آریم و تری الأرض بارزة و اندرون زمین بینی بر روی زمین آمده و حشرناهم و فراهم آریم ایشان را فلم نغادر منهم أحدا ۴۷ و پس نگذاریم که از ایشان در زیر زمین کس ماند
وعرضوۡا علی ربک و عرض کنند ایشان را بر خداوند تو صفا صفها بر کشیده لقدۡ جیتمونا و گویند ایشان را آمدید بما کما خلقناکم أول مرة چنان که شما را آفریدیم روز پیشین بلۡ زعمتم بلکه چنین میگفتید بپنداشت النۡ نجعل لکم موعدا ۴۸ که ما شما را روز وعده ننهاده ایم
و وضع الکتاب و نامه در دست خواننده نهند فتری المجرمین مشفقین کافران را بینی ترسان و لرزان مما فیه از آنچ در آن روز است و از آنچ در آن نامه است و یقولون یا ویلتنا و گویند ای وای بر ما نفرینا بر ما ما لهذا الکتاب چیست این نامه را چه حالست این نامه لا یغادر صغیرة و لا کبیرة فرو نمیگذارد این نامه از کرد ما نه خرد و نه بزرگ إلا أحصاها مگر که همه را در شمار آورده و وجدوا ما عملوا حاضرا و هر چه کردند همه در پیش خود یابند و لا یظلم ربک أحدا ۴۹ و ستم نکند خداوند تو بر کس
و إذ قلنا للملایکة اسجدوا لآدم فریشتگان را گفتیم سجود کنید آدم را فسجدوا إلا إبلیس سجود کردند مگر ابلیس کان من الجن وی از جن بود در خلقت ففسق عن أمر ربه از فرمان برداری خداوند خویش بیرون شد أ فتتخذونه و ذریته أولیاء من دونی او را و نژاد او را بخدایان و یاران می گیرید فرود از من و هم لکم عدو و ایشان شما را دشمنانند بیس للظالمین بدلا ۵۰ بد بدلی است ستمکاران را ابلیس از خداوند ایشان
