۱ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان
اقترب للناس حسابهم نزدیک آمد مردمان را حساب کردن با ایشان و هم فی غفلة معرضون ۱ و ایشان در بی آگاهی روی گردانندگانند
ما یأتیهم ناید بایشان من ذکر من ربهم هیچ سخن از خداوند ایشان محدث بنو فرستاده بایشان إلا استمعوه مگر میشنوند آن را و هم یلعبون ۲ و ایشان بازی میکنند
لاهیة قلوبهم دلهای ایشان در کاری دیگر و أسروا النجوی و با یکدیگر گفتند بر از الذین ظلموا ایشان که ستم کردند هل هذا إلا بشر مثلکم نیست این مگر مردی همچون شما أ فتأتون السحر شما خواهید شد و شما جادویی او خواهید پذیرفت و أنتم تبصرون ۳ و شما چشم دارید که مینگرید
قال ربی یعلم القول فی السماء و الأرض بگو خداوند من میداند هر گفت که در آسمان و زمین گویند و هو السمیع العلیم ۴ و او شنواست و دانا
بل قالوا أضغاث أحلام گفتند جادویی نیست که از خاشاک خوابست که آدمی گوید بل افتراه که این سخن خود میسازد و خود مینهد بل هو شاعر فرا نهاده نیست که او شعر گویی است فلیأتنا بآیة تا نشانی آرد بما کما أرسل الأولون ۵ چنان که فرستادگان پیشینیان آوردند
