۲ - النوبة الثانیة
رشیدالدین میبدیقوله أ لم تر ای الم تعلم و قیل الم تر بقلبک أن الله یسجد له من فی السماوات هو علی العموم و سجودهم طاعة و من فی الأرض خصوص فی المؤمنین و الشمس و القمر و النجوم و الجبال و الشجر و الدواب مفسران گفتند وجه این سجود همان وجه تسبیحست که در آن آیت گفت و إن من شی ء إلا یسبح بحمده دانیم که سجودست بحقیقت لکن عقل را بدریافت آن راه نیست همچنین رب العزه آسمان و زمین را گفت ایتیا طوعا أو کرها قالتا أتینا طایعین و سنگ را خشیت گفت و إن منها لما یهبط من خشیة الله و در آثار سلف است ما فی السماء نجم و لا شمس و لا قمر الا یقع ساجدا حین یغیب ثم لا ینصرف حتی یؤذن له فیأخذ ذات الیمین حتی یرجع الی مطلعه مجاهد گفت سجود جمادات تحول ظلال است کقوله یتفیؤا ظلاله عن الیمین و الشمایل سجدا لله و شرح آن در موضع خویش رفت و کثیر من الناس این ناس مسلمانانند و معطوف است بر اول آیت ای هذه الاشیاء کلها تسجد لله و کثیر من المسلمین اینجا سخن تمام شد پس بر استیناف گفت و کثیر حق علیه العذاب یعنی و کثیر الناس حق علیه العذاب بکفره و ابایه السجود این معنی بر قول ایشان است که گفتند سجود طاعت و عبادت است
اما بر قول ایشان که گفتند سجود ظلال است و او استیناف نیست بلکه و او عطف است و سخن پیوسته و کثیر من الناس و کثیر حق علیه العذاب و ان سجد ظله لله و من یهن الله ای من یهنه بالخذلان فما له من مکرم بالتوفیق إن الله یفعل ما یشاء یکرم من یشاء بالایمان و یذل من یشاء بالکفر فالسعادة و الشقاوة بمشیته و ارادته
