۴ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی الله نور السماوات و الأرض الله نور و النور فی الحقیقة ما ینور غیره نور حقیقت آن باشد که غیری را روشن کند هر چه غیری را روشن نکند آن را نور نگویند آفتاب نورست و ماه نورست و چراغ نورست نه بآن معنی که بنفس خود روشنند لکن بآن معنی که منور غیرند آیینه و آب و جوهر امثال آن را نور نگویند اگر چه بذات خود روشنند زیرا که منور غیر نه اند چون حقیقت این معلوم گشت بدان که الله نور السماوات و الأرض الله است روشن کننده آسمانها و زمینها بر مؤمنان و دوستان مصور اشباح است و منور ارواح جمیع الانوار منه و همه نورها ازوست و قوام همه بدوست بعضی ظاهر و بعضی باطن ظاهر را گفت و جعلنا سراجا وهاجا باطن را گفت أ فمن شرح الله صدره للإسلام فهو علی نور من ربه نور ظاهر اگر چه روشن است و نیکو تبع و چاکر نور باطن است نور ظاهر نور شمس و قمرست و نور باطن نور توحید و معرفت نور شمس و قمر اگر چه زیبا و روشن است آخر روزی آن را کسوف و خسوف بود و فردا در قیامت مکدر و مکور گردد لقوله تعالی إذا الشمس کورت اما آفتاب معرفت و نور توحید که از مطلع دلهای مؤمنان سر بزند آن را هرگز کسوف و خسوف نبود و تکدیر گرد او نگردد طلوعی است آن را بی غروب کشوفی بی کسوف اشراقی از مقام اشتیاق وا نشد
ان شمس النهار تغرب باللیل
