قوله تعالی و ما کنت بجانب الغربی و تو نبودی بطور سوی فرو شدن آفتاب إذ قضینا إلی موسی الأمر که ما فرمان خویش بموسی میگزاردیم و ما کنت من الشاهدین ۴۴ تو نبودی از حاضرانو لکنا أنشأنا قرونا لکن ما بر آن بودیم که گروهانی آفرینیم فتطاول علیهم العمر دراز شد بر ایشان زندگانیها و ما کنت ثاویا فی أهل مدین و نبودی در میان مدین بنشست تتلوا علیهم آیاتنا که بر ایشان خواندی تو سخنان ما و لکنا کنا مرسلین ۴۵ لکن ما فرستادیم
و ما کنت بجانب الطور و تو نبودی بان یک سوی طور إذ نادینا آن گه که آواز دادیم ما و لکن رحمة من ربک لکن از رحمت خداوند تو بود لتنذر قوما تا آگاه کنی و بترسانی گروهی را ما أتاهم من نذیر من قبلک که بایشان پیش از تو هیچ آگاه کننده ای نیامد لعلهم یتذکرون ۴۶ تا مگر پند پذیرند
و لو لا أن تصیبهم مصیبة و گرنه آن بودی که اگر به ایشان رسیدی عذابی بما قدمت أیدیهم بآنچه پیش خویش فرستاده بودند از کرد بد فیقولوا ربنا گفتندی خداوند ما لو لا أرسلت إلینا رسولا چرا نفرستادی بما فرستاده ای فنتبع آیاتک تا ما بر پی پیغامهای تو رفتیمی و نکون من المؤمنین ۴۷ و از گرویدگان بودیمی
فلما جاءهم الحق من عندنا چون بایشان آمد فرستاده راست گوی با پیغام راست از نزدیک ما قالوا لو لا أوتی مثل ما أوتی موسی گفتند چرا نامه ای نه چنان دادند که موسی را دادند أ و لم یکفروا بما أوتی موسی من قبل آن قوم که موسی تورات بیک بار بایشان آورد کافر شدند بآن قالوا سحران تظاهرا گفتند دو جادوی اند هم پشت شده و قالوا إنا بکل کافرون ۴۸ گفتند ما هم بتورات موسی کافریم هم بقرآن محمد ص قل گوی فأتوا بکتاب من عند الله شما نامه ای بیارید از نزدیک الله هو أهدی منهما راست تر و راه نماینده تر از قرآن و تورات أتبعه تا من بر پی آن ایستم إن کنتم صادقین ۴۹ اگر می راست گویید
فإن لم یستجیبوا لک اگر ترا جوابی ندهند و نامه ای نیارند فاعلم أنما یتبعون أهواءهم بدانکه ایشان بر پی خوش آمد خویش می روند و فراز آمده خویش و من أضل ممن اتبع هواه و آن کیست گم راه تر از آن کس که می پی برد ببایسته خویش بغیر هدی من الله بی نشانی و بی راه نمونی و پیغامی از خدای إن الله لا یهدی القوم الظالمین ۵۰ الله راه نماینده قوم ستمکاران نیست
و لقد وصلنا لهم القول سخن در سخن پیوستیم ایشان را لعلهم یتذکرون ۵۱ تا مگر عبرت گیرند و پند پذیرند
الذین آتیناهم الکتاب من قبله ایشان که ایشان را تورات دادیم پیش از قرآن هم به یؤمنون ۵۲ ایشان باین قرآن میگروند
و إذا یتلی علیهم آن گه که بر ایشان خوانند قرآن قالوا آمنا به گویند ما بگرویدیم باین إنه الحق من ربنا این راست است از خداوند ما إنا کنا من قبله مسلمین ۵۳ که ما پیش از قرآن مسلمانان بودیم
أولیک یؤتون أجرهم مرتین ایشان را مزد دهند فردا دوباره بما صبروا بآن شکیبایی که کردند و یدرؤن بالحسنة السییة و سفه سفیهان ببردباری از خود باز می برند می باز دهند و مما رزقناهم ینفقون ۵۴ و از آنچه ایشان را روزی دادیم نفقه میکنند
و إذا سمعوا اللغو أعرضوا عنه و چون سخن نابکار و ناپسندیده شنوند از آن روی گردانند و ناشنیده انگارند و قالوا لنا أعمالنا و لکم أعمالکم و گویند کرد ما ما را و کرد شما شما را نه شما بکرد ما گرفتارید نه ما بکرد شما سلام علیکم لا نبتغی الجاهلین ۵۵ بیزاری از شما نه نادانان را جویاییم نه پاسخ ایشان را
إنک لا تهدی من أحببت تو راه ننمایی آن کس را که دوست داری و لکن الله یهدی من یشاء لکن الله راه می نماید آن را که میخواهد و هو أعلم بالمهتدین ۵۶ و او راست تر دانایی است بایشان که راست راهان اند و راه راست را که شایند
و قالوا إن نتبع الهدی معک و گفتند اگر ما برین راه نمونی تو پی بریم و در دین تو آییم با تو نتخطف من أرضنا ما را ازین زمین بربایند أ و لم نمکن لهم نه ایشان را جای ساختیم حرما آمنا حرمی با آزرم و بی بیم یجبی إلیه ثمرات کل شی ء با آن میکشند برها و میوه های هر چیز رزقا من لدنا روزی از نزدیک ما و لکن أکثرهم لا یعلمون ۵۷ لکن بیشتر ایشان نمیدانند
و کم أهلکنا من قریة و بس که هلاک کردیم و تباه و نیست از مردمان شهر بطرت معیشتها که ایشان را بطر گرفت در زندگانی خویش فتلک مساکنهم آنک نشست گاههای ایشان لم تسکن من بعدهم إلا قلیلا نه نشستند در آن پس ایشان مگر اندکی و کنا نحن الوارثین ۵۸ از ایشان باز ماند جهان و میراث بما شد
و ما کان ربک مهلک القری خداوند تو هلاک کننده مردمان شهرها نیست حتی یبعث فی أمها رسولا تا آن گه که بفرستد در ما در شهرها پیغامبری یتلوا علیهم آیاتنا که بر ایشان میخواند سخنان ما و ما کنا مهلکی القری و ما هلاک کننده مردمان شهرها نیستیم إلا و أهلها ظالمون ۵۹ مگر که اهل آن ستمکاران باشند
و ما أوتیتم من شی ء و هر چه شما را دادند از چیز فمتاع الحیاة الدنیا و زینتها آن چیزیست برسیدنی در زندگانی این جهان و آرایش در این جهان و ما عند الله خیر و أبقی و آنچه نزدیک خدایست بهترست و پاینده تر أ فلا تعقلون ۶۰ سخن در نمی یابید
أ فمن وعدناه وعدا حسنا کسی که او را ما وعده نیکو دادیم فهو لاقیه و روزی آن وعده را خواهد دید کمن متعناه متاع الحیاة الدنیا او چنان کس است که وی را چیزی گذرنده و ناپاینده دادیم ازین جهان ثم هو یوم القیامة من المحضرین ۶۱ پس آن گه روز رستاخیز او از حاضرکردگان است در آتش
و یوم ینادیهم و آن روز که الله خواند ایشان را فیقول أین شرکایی الذین کنتم تزعمون ۶۲ و گوید این انبازان من که بدروغ میگفتید کجااند
قال الذین حق علیهم القول ایشان گویند که وعید الله بر ایشان واجب شد ربنا خداوند ما هؤلاء الذین أغوینا این آن مردمان اند که ما ایشان را بی راه کردیم أغویناهم کما غوینا ایشان را بآن بی راه کردیم که خود بی راه بودیم تبرأنا إلیک از پرستگاری ایشان به بیزاری می با تو کردیم ما کانوا إیانا یعبدون ۶۳ ایشان ما را هرگز نپرستیدند
و قیل ادعوا شرکاءکم و ایشان را گویند این انباز گرفتگان خویش خوانید فدعوهم خوانند ایشان را فلم یستجیبوا لهم و پاسخ نکنند ایشان را و رأوا العذاب لو أنهم کانوا یهتدون ۶۴ و چون عذاب بینند دوست داشتندی که راه یافتگان بودندی
و یوم ینادیهم و آن روز که الله خواند ایشان را فیقول ما ذا أجبتم المرسلین ۶۵ و گوید پاسخ چه کردید فرستادگان مرا
فعمیت علیهم الأنباء یومیذ پوشیده ماند و فراموش بر ایشان خبرهای آن روز فهم لا یتساءلون ۶۶ و یکدیگر را نپرسند
فأما من تاب و آمن اما آن کس که به اقرار با پذیرفتگاری آمد و بگروید و عمل صالحا و کردار نیک کرد فعسی أن یکون من المفلحین ۶۷ واجب است و لا بد که از نیک آمدگان بود او
و ربک یخلق ما یشاء و خداوند تو می آفریند آنچه خواهد و یختار و می گزیند ما کان لهم الخیرة ایشان را گزین نیست سبحان الله پاکی الله را و تعالی عما یشرکون ۶۸ و چون برتر است از آن انبازی که با او میجویند
و ربک یعلم ما تکن صدورهم و خداوند تو میداند آنچه دلهای ایشان پوشیده میدارد و ما یعلنون ۶۹ و آنچه آشکارا میکنند
و هو الله لا إله إلا هو و او خداوند است نیست خدایی جز زو هو له الحمد فی الأولی و الآخرة او راست سزاواری و هو نامی بخدایی درین جهان و در آن جهان و له الحکم و او راست کار برگزاردن و نهاد نهادن و کار راندن و إلیه ترجعون ۷۰ و همه را می با او خواهند برد
قل گوی أ رأیتم چه بینید إن جعل الله علیکم اللیل سرمدا اگر الله شب تاریک بر شما پاینده کند همیشه إلی یوم القیامة تا روز رستاخیز من إله غیر الله کیست آن خدای جذز الله یأتیکم بضیاء که در روشنایی روز آرد بشما أ فلا تسمعون ۷۱ بنه می شنوید
قل أ رأیتم گوی چه بینید إن جعل الله علیکم النهار سرمدا اگر الله روز بر شما پاینده کند همیشه إلی یوم القیامة تا روز رستاخیز من إله غیر الله کیست خدایی جذز الله یأتیکم بلیل که شب تاریک آرد بشما تسکنون فیه تا درو آرام گیرند أ فلا تبصرون ۷۲ بنه می بینند
و من رحمته جعل لکم اللیل و النهار از مهربانی اوست که شما را شب تاریک آفرید و روز روشن لتسکنوا فیه تا آرام گیرید در شب و لتبتغوا من فضله و تا روزی و فضل او جویید بروز و لعلکم تشکرون ۷۳ تا مگر برین دو نعمت شکر کنید
و یوم ینادیهم فیقول و آن روز که خواند ایشان را و گوید أین شرکایی الذین کنتم تزعمون ۷۴ کجاست این انبازان من که بدروغ میگفتید
و نزعنا من کل أمة شهیدا و از هر امتی گواهی بیرون آورده ایم فقلنا هاتوا برهانکم و گوییم بیارید برهان و حجت خویش بیارید حجت که دارید این انبازان را فعلموا أن الحق لله بدانند که حق خدایی خدایراست تنها یگانه و ضل عنهم ما کانوا یفترون ۷۵ و گم گردد از ایشان آنچه بدروغ می انبازان خوانند