۴ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی إن قارون کان من قوم موسی قارون از قوم موسی بود فبغی علیهم و در کیش افزونی جست بر ایشان و آتیناه من الکنوز و دادیم او را از گنجها ما إن مفاتحه چندان که کلیدهای آن لتنوأ بالعصبة أولی القوة می بیکسوی بیرون برد از گران باری گروهی مردمان با نیروی را إذ قال له قومه او را گفت گرویدگان قوم او لا تفرح شاد مباش إن الله لا یحب الفرحین ۷۶ که الله شادمانان باین جهان دوست ندارد
و ابتغ فیما آتاک الله و بجوی درین که الله ترا داد الدار الآخرة سرای آن جهانی و لا تنس نصیبک من الدنیا و بهره خود ازین جهان بمگذار و أحسن کما أحسن الله إلیک و نیکویی کن چنان که الله با تو نیکویی کرد و لا تبغ الفساد فی الأرض و در زمین تباه کاری مجوی إن الله لا یحب المفسدین ۷۷ که الله مفسدان و تباه کاران دوست ندارد
قال إنما أوتیته گفت آنچه مرا ازین جهان دادند علی علم عندی برخورد دانش من دادند أ و لم یعلم نمیداند أن الله قد أهلک من قبله که الله هلاک کرد پیش ازو من القرون از گروهان گذشته من هو أشد منه قوة ایشان که ازو سخت تر و بنیروتر بودند و أکثر جمعا و این جهان بیش فراهم آوردند و لا یسیل عن ذنوبهم المجرمون ۸۷ و نپرسند فردا از گناه ایشان هیچ کس از پدران
