۲ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی یا أیها الذین آمنوا ای ایشان که بگرویدند اذکروا نعمة الله علیکم یاد کنید و یاد دارید نیکوکاری خداوند خویش بر خویشتن إذ جاءتکم جنود آن گه که بشما آمد سپاهها فأرسلنا علیهم ریحا فرو گشادیم بر ایشان بادی و جنودا لم تروها و سپاهی که شما ایشان را نمی دیدید و کان الله بما تعملون بصیرا ۹ و الله بآنچه و میکردید بینا بود
إذ جاؤکم آن گه که بشما آمدند من فوقکم و من أسفل منکم از زبر شما و از زیر شما و إذ زاغت الأبصار و آن گه که چشمها در چشم خانها از بیم بگشت و کژ گشت و بلغت القلوب الحناجر و خواستید دلها که بگلو رسید و تظنون بالله الظنونا ۱۰ و بخدای ظن می بردید آنچه میبردید
هنالک ابتلی المؤمنون آنجا و آن گه که مؤمنان می آزمودند و زلزلوا زلزالا شدیدا ۱۱ و بجنبانیدند ایشان را جنبانیدنی سخت
و إذ یقول المنافقون و آن گه که دورویان گفتند و الذین فی قلوبهم مرض و ایشان که در دلهای ایشان بیماری بود ما وعدنا الله و رسوله وعده نداد ما را خدا و رسول إلا غرورا ۱۲ مگر مکر و فریب
و إذ قالت طایفة منهم و آن گه که گروهی از ایشان گفت یا اهل یثرب ای مردمان مدینه لا مقام لکم نه جای شماست ایدر فارجعوا باز گردید و یستأذن فریق منهم النبی و دستوری میخواهد جوقی از ایشان از پیغامبر یقولون إن بیوتنا عورة و میگویند خانهای ما خالی است و ما هی بعورة و آن خانها خالی نیست و نااستوار إن یریدون إلا فرارا ۱۳ ایشان نمی خواهند مگر گریختن و لو دخلت علیهم من أقطارها و اگر گرد بر گرد خانهای ایشان فرو گیرند و بر ایشان در آیند ثم سیلوا الفتنة آن گه از ایشان خواهند که از اسلام با پس آیند لآتوها بآن آیند و ما تلبثوا بها إلا یسیرا ۱۴ و ایشان آنجا هیچ درنگ نکنند مگر اندکی و لقد کانوا عاهدوا الله من قبل و نیز ایشان پیمان کرده بودند با خدای پیش لا یولون الأدبار که پشتها برنگردانند و کان عهد الله مسؤلا ۱۵ و پیمان خدای کوشیدنی است قل لن ینفعکم الفرار گوی سود ندارد گریختن إن فررتم من الموت أو القتل اگر گریزید از مرگ یا از کشتن و إذا لا تمتعون إلا قلیلا ۱۶ و آن گه که گریزید زنده نگذارند شما را مگر اندکی
