۴ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی قل إنما أعظکم بواحدة بگوی شما را پند میدهم بیک چیز أن تقوموا لله که خیزید خدای را مثنی و فرادی دوگانه و یگانه ثم تتفکروا آن گه با خود بیندیشید و با یکدیگر باز گویید ما بصاحبکم من جنة برین مرد شما هیچ دیوانگی نیست و پوشیده خرد نیست إن هو إلا نذیر لکم نیست او مگر بیم نمایی شما را بین یدی عذاب شدید ۴۶ پیش عذابی سخت
قل ما سألتکم من أجر بگوی هر چه از شما خواهم از مزد فهو لکم آن شما را باد إن أجری إلا علی الله نیست مزد من مگر بر الله و هو علی کل شی ء شهید ۴۷ و او بر همه چیز گواه است
قل إن ربی بگوی خداوند من یقذف بالحق سخن راست و پیغام پاک می افکند علام الغیوب ۴۸ آن دانای نهانها
قل جاء الحق بگوی پیغام راست آمد از خدای و ما یبدی الباطل و ما یعید ۴۹ و باطل نه بآغاز چیز تواند و نه بسر انجام
قل إن ضللت بگوی اگر من گم شوم از راه فإنما أضل علی نفسی گمراهی من بر من و إن اهتدیت و اگر بر راه راست روم فبما یوحی إلی ربی آن بآن پیغام است که خداوند من می فرستد بمن إنه سمیع قریب ۵۰ که او شنوای است بپاسخ از خواننده نزدیک
و لو تری إذ فزعوا اگر تو بینی آن گه که بیم زنند ایشان را فلا فوت از دست بشدن را توان نیست و أخذوا من مکان قریب ۵۱ و فرا گیرند ایشان را از جایگاهی نزدیک
و قالوا آمنا به گویند بگرویدیم بالله و أنی لهم التناوش و چون تواند بود ایشان را فرا چیزی یازیدن من مکان بعید ۵۲ از جایی دور
و قد کفروا به من قبل و کافر شده بودند بایمان پیش از روز مرگ و یقذفون بالغیب من مکان بعید ۵۳ و پنداره خویش در آنچه فرا ایشان میگفتند دور می انداختند
