۲ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و قفوهم إنهم مسؤلون قومی را سؤال از روی عتاب بود قومی را سؤال سبب عذاب بود ایشان را که اهل عذاب اند بر پل صراط بدارند علی رؤس الاشهاد ازیشان سؤال کنند و الله جل جلاله با ایشان بخشم ایشان را گویند امروز حکم شما با شما افکندیم کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا جریده سیاه و کردار بد ایشان بر روی ایشان دارند گویند کسی را که عمل وی این بود جزای او چه بود بناکام گویند جزاؤه النار پس ندا آید که ادخلوها بحکمکم
آورده اند که فرعون چون دعوی خدایی کرد و گفت أنا ربکم الأعلی جبرییل آمد براه وی بصورت بشر و از وی پرسید که چگویی خواجه ای را که غلام خود بر کشد و او را مال و جاه و نعمت دهد و بر دیگران سرور و مهتر گرداند آن گه غلام خواهد که بر خواجه خویش نیز مهتر باشد جزای وی چه بود فرعون گفت جزای وی آنست که او را بآب غرق کنند تا دیگران بوی عبرت گیرند از حضرت عزت فرمان آمد که ای جبرییل این فتوی یاد دار تا آن روز که او را بدریا در کشیم و بحکم فتوی وی او را غرق کنیم
اما قومی که سؤال ایشان از روی عتاب رود و نه سبب عذاب بود مؤمنان اند باعتقاد موحدان اند بمهر دل و صدق محبت اما گنهکاران اند و مقصران در عمل ازیشان سؤال کند حق جل جلاله لکن از خلق بپوشد عیب ایشان گناه با یاد ایشان دهد لکن عفو و مغفرت ازیشان باز نگیرد و سؤال ایشان در خلوت کند و فی الخبر الصحیح ان الله عز و جل یدنی المؤمن فیضع علیه کنفه و یستره فیقول أ تعرف ذنب کذا أ تعرف ذنب کذا فیقول نعم ای رب حتی قرره بذنوبه و رأی فی نفسه انه هلک قال سترتها علیک فی الدنیا و انا اغفرها لک الیوم
