۱ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیبسم الله کلمة سماعها یوجب للقلوب شفاءها و للارواح ضیاءها و للاسرار سناها و علاها و بالحق بقاءها فالاسم اسم لسموه من العدم و الحق حق لعلوه بحق القدم نام خداوندی که نام او دلها را بستانست و یاد او شمع تابانست نام خداوندی که مهر او زندگانی دوستانست و یک نفس با او بدو گیتی ارزانست یک طرفة العین انس با او خوشتر از جانست یک نظر ازو بصد هزار جان رایگانست
و لا اصافح انسی بعد فرقتکم
حتی تصافح کف اللامس القمرا
و لا امل مدی الایام ذکرکم
حتی یمل نسیم الروضة السحرا
گمان مبر که مرا جز تو یار خواهد بود
دلم جز از تو کسی را شکار خواهد بود
تنزیل الکتاب من الله العزیز الحکیم کتاب عزیز من رب عزیز انزل علی عبد عزیز بلسان ملک عزیز فی شأن امر عزیز
ورد الرسول من الحبیب الاول
یعد التلاقی بعد طول تزیل
این قرآن نامه خداوند کریم است بندگان را یادگار مهر قدیم است نامه ای که مستودع آن در جهان است و مستقر آن در میان جانست هفت اندام بنده بنامه دوست نیوشان است نامه دوست نه اکنونیست که آن جاودان است نامه خبر و خبر مقدمه عیان است هذا سماعک من القاری فکیف سماعک من الباری هذا سماعک فی دار الفناء فکیف سماعک فی دار البقاء هذا سماعک و انت فی الخطر فکیف سماعک و انت فی النظر
